زن فروشی درافغانستان :
زمان : 22/ 5 / 06
مکان : ولسوالی کوت – منطقه سید احمد خیل ولایت پکتیا
قضیه : فروش زن
زن که مادرسه پسرمی باشد مدت است که بیوه شد ه است . یکسال بعدازفوت شوهرش ایورش ( زن برادر شوهر ) آنرا به نکا ح خود درآورد . البته ایورش قبل ازین ، زن واطفال دیگری هم داشت . این زن مسن اما مقبول بود . یکی ازشبها شوهرش برای زن دومی اش گفت که من سوزاک هستم وتکلیف زیاد دارم همرای من به زیارت ( بخاطراعتقاد که به زیارت از رهگذر مشکل گشایی آن در هرقضیه وجود دارد ) برو . زن دومی برایش گفت زن که پهلویت نشسته آنرا ببر، به من هیچ نظرنداری . این زن ازشوهردومی اش هم یک پسرداشت . خلاصه اینکه زن را به زور لت وکوب همرای خود به زیارت برد . درزیارت چند مرد ایستاده بود که با آنان قبلآ معامله کرده بودند . به آن مرد ها زن را فروخت وطفلش را ازنزدش گرفت . زن با گریه وناله ازخانه برآمد .شوهر سومی اش نیززن واولاد زیادداشت . وقتیکه به نان خوردن می نشستند ، دست کسی به دسترخوان نمی رسید واین زن همیشه گرسنه می ماند ، چون تعداد شان زیاد بودند وغذاهم کم . درزمستان حین گرم کردن دستش به گرمای آتش نمی رسید . بالاخره دل شوهر سومی اش بالایش سوخت وبرایش گفت که گردن من سرتو بند است ( واژه اخلاقی که حامل بارگناه است و عدم نیک کرداری فردی را نشان می دهد ) وازپول که برایت داده ام تیرهستم ( می گذرم ) . پس به پیش بچه هایت برو . زن پس آمد حالا همرای چارپسرخود زنده گی می کنند . بچه هایش کمی کلان شده است . شوهر دومی اش دوباره تصمیم داشت که وی رابفروشد واز پولش عروسی دیگر کند ، هم چنان دختر خودرا که اززن کلانش بود آنرا بدل کند وازپول آن مصرف عروسی اش را تهیه کند . درین منطقه زن حیثیت مال ومتاع ر ا دارد . ازحقوق زن هیچ اثری نیست . مردهای این منطقه زنان متعددی دارند . درطفولیت عروسی می کنند ووقتیکه کلان شدند دخترهای زن اول را بدل می کند زن دوم می گیرند . متوجه تربیه وپرورش اطفال نیست ، تمامی اطفال سراپا برهنه درکوچه می گردند . تقریبآ 60% فیصد دختران این منطقه درطفولیت نامزاد شده اند و80% دختران پیش ازسن ازدواج عروسی می کنند . ازدواج متعدد وازدواج قبل ازوقت وازدو اج با مرد کهن سال درین منطقه خشونت نیست .دراین منطقه افراد بعداز انجام ارتکاب جرم فرار می کند وبه پاکستان می روند . زنان مثل حیوان فروخته می شود . قصه زنی را شنیدم که سه بارفروخته شده بود . وقتیکه بسیارضعیف شده بود به خانه پسرشوهر اولین آمده بود که اقتصاد این بچه اش خوب بود . مردان درحجره ( مهمان خانه ) می خوابند ونان نیز بیرون می خورند . به شکل مهمان به اطاق خانمش می آید . زنده گی فامیلی اش به شکل جمعی است اطفال به سوی تغذی گرفتار هستند . زنان درمزرعه کارمی کند ومواشی را سربراه می کند. چون منطقه است که نفوذ تفنگ سالاران ( کلمه گزینش خبرنگارمی باشد ) حالاهم یک اندازه موجود است ومیان همدیگردشمنی شخصی دارند . ذریعه واسطه سلاح یکی دیگری را می کشند . وقتیکه زنان بیوه شوند به زنده گی فلاکت بار مبتلا می شوند .
نوت : این مصاحبه با همسایه زن فروخته شده صورت گرفته است .
