تبليغاتX
ذهن بیگانه
ذهن بیگانه
85/09/30
اعتراض یا تسلیم (درنگی براشکهای آقای کرزی ) ...  

 

ازصحبت های عاطفی وچشم های اشک بار آقای کرزی 10 روز می گذرد واز اعتراضش نسبت به اعلامیه دیده بان حقوق بشر  هم 6 روز گذشته است . این دو کنش متاقض یک شهریارامر است که نمی توان به سادگی ازآن گذشت  . گذشته سیاسی واجتماعی این کشورنشان میدهد که بخاطرحاکمیت اقتدارتمامیت خواهانه ساختارسیاست  ، اندک ترین تفکر درباب تصمیم گیری های حکومت از مردم گرفته شده ا ست . این حرف است که برای چندین بار من آنرا تکرار می کنم اماغرضم از آن ، پرداختن به سوالات است که ازدرون این گونه  تبارشناسی  بدست می آید . نخستین پرسش دراین مورد این است که ترکیب کابینه ، پارلمان وقوه قضاییه دردولت آقای کرزی آیا نشانگر یک سیستم هست که به حقوق بشر اذعان واعتنا کند . این سیستم چرا تاکنون بی چشم وچشم اندازبوده است . نگاه به ساختاردولت کنونی وکردارآن ،  عالم ازسوال را دربرابر هربیننده قرار می دهد که درین میان صرفا تعهد واحترام حکومت کرزی یا قطره های اشک وی را می خواهم تجزیه کنم .  

فکرمی کنم نگون بختی کرزی از آوان حکومتش هویدا بود وآن گذاشتن پایه های اداره موقت بر شالوده امارت طالبی ، حکومت مذهبی – تباری مجاهدین وساختارایدیالوژیک چپی که با تساهل گرایش های  متفاوت انترناسیونالیزم روسی – چینی را می توان  زیر این کلمه جمع کرد . اداره موقت ساختاری بود که ازسرتا پای آن مبتنی بریک سیاست دم غنیمتی وناگذیری که بالاخره همه طرفها به آن لبیک گفتند . درآن زمان همه معتقد بودند که این ساختارآغازاست برای بازکردن چشم اندازهای نو و امید بخش وازسویی هم ، همه خسته شدند بودند ازجنگ وجنگ وجنگ . درآن زمان هم با اندکی تآمل ممکن بود که کژیهای  عریان روند ملت سازی ، دولت سازی ، دموکراسی سازی ..... را دید . اماهمه با تساهل به تایید وحمایت وبعضآ هم ازسرترس به بقای این روند تمکین می کردند . سوگمندانه که  داستان تراژیک شهریاری وحکومت داری را می توان درقصه های بعدازآن درافغانستان دید.

جنگ ووحشت بازگشت ، میزان تولیدات خون که درایام جنگ های قومی روبه رشد بود ، دراین زمان دوباره رونق گرفت . کسانیکه خون می فروختند وآدمها را آتش می زدند ، پرچم عدالت وامنیت بلند کردند . قاتلان همه زیرچتردموکراسی جمع شدند وخوان دموکراسی را فراخ تر ازدوران پیش دیدند وبه قصه های  نو با آرایش تازه پرداختند . شاید این گونه نوشتن ، آدمرا از تحلیل پدیدارشناسه وجامعه شناسانه دور کند ، اما این صرفآ یک لحن است . ارزش های جهان کنونی که نظرگیراند ، دربازارسیاست افغانستان مطاع خوب است وخریداران داخلی وخارجی زیاد دارد . اما معنی  دست بدست شدن این ارزشها چیست ؟ آنچه من می بینم فقط یک تراژیدی است . اشک ریختن ، داد زدن براین سو وآن سوی مرز مشکل گشا نیست . آیا ترکیب پارلمان وعمل پارلمانیان ، ترکیب کابینه وعزل ونصب ها وسیاست های عجیب وغریب که هرصبح زود گرفته می شود می تواند ، راه بجایی ببرد . کسانیکه قصه شمالی وبامیان وافشار وغرب کابل را ساختند ، ازکجا آمده بودند ، قطعآ  همه موافقند که ازمریخ یا زحل نیامده بودند .  اینها کجا رفتند ، همه کابل اند وحلقه نا گسستنی قدرت را ساخته وهرروز صبح و پیشین کاروان پیژارواینان را می توان درسرک های کابل دید . درآن سو مرز هم همه می خندد وبرتقلای شهریار افغانی بخاطراثبات گناه مشرف ، حقانی وووو ازشگفتی هرروز لب می گزد !   این وضعیت نا گذیری دلیل است براشک ریختن وبگذارید که آقای کرزی هم یک بار اشک بریزد .