86/02/25
رمانتیک نشده ام ودرگیراعتیاد وچیزهای ازین قبیل هم نیستم . عنوان بالا چیزی است که ازگوشه یک پژوهش ( پژوهش روی علل اعتیاد زنان درافغانستان ) بدست آمده است . حرف فوق ، گفته ای یک زن از ولایت پکتیا است که درگفتگو با یک تن ازپژوهشگران میدانی بدان اذعان کرده است . یقینآ صدها بل هزاران نکته پیدا وپنهانی ازین تحقیق بدست آمده اما برایم نکته فوق سخت دلربا وذهن خراش بود . خواهید پرسید چرا ؟ دلربا بخاطروجه رمانتیک اش ، ولی ذهن خراش بخاطرشی بوده گی زن درجامعه ما که حرف تازه ای هم نیست . زن می گوید: شوهرم مرا به اعتیاد چرس وتریاک مبتلاکرد ، زیرا شوهرش به وی می گفته ، هنگام نیشه شدن ات چشمانت مقبول میشه ! ضمن هزاران نکته نگفته ای دراین گفتگو ، چه چیزها را می توان از صحبت این خانم دریافت ، برای من سخت تکان دهنده است هرآن چیزی که پشت این ماجرا قراردارد . اما هیچ باورندارم که حقوق بشر آموزه ای باشد که بتواند درذهن این مردها واین زنها نفوذ کند . باتمام مخالفت ها ، ازبحث های تیوریک وفعالیت های اندیشگی برای تغییرکلیشه های ذهنی حاکم وهنجارها وارزش ها متداول زندگی جامعه خود طرفداری می کنم . تا زمانی مردی نفهمد که زیبایی وزشتی وصدها کردار زنانه بریک پیش داوری جهان مردانه استواراست واگرزن ها نفهمند که مفهوم وتعریفی کلیشه شده ای زن درجامعه ، محصول روابط درهم تنیده ومناسبات است که آنها سهم اندکی درخلقتش دارد ، به جزیی ترین تغییر واصلاحی نخواهد اندیشید . سخت براین نظرپا می فشارم که جهان بیرون ما ، همان فراافگندن چیزهای بیرنگ وبیزمان وسیال درون ماست . مردانگی وزنانگی درجهان ما به مفاهیم سخت وناشکن مبدل شده است . یکی ازتبعات بی شماری این مفهوم ، همین است که مرد پکتیایی به زن اش گفته است ؛ وقتی نیشه میشی ، چشمات مقبول می شه ! درین جامعه زیبایی ومرگ همیشه همزاد همدیگراند .
