تبليغاتX
ذهن بیگانه
ذهن بیگانه
87/06/27
دل سردی ، سرگرمی ... ...  
اینکه گرمی 43 درجه ی این روزهای کراچی نمی تواند دل آدم را - نه دل آدم ونه سرآدم را گرم کند بویژه برای من چیزی شگفتی آوری نیست . نیک دیده اید که کسانی سرش را با الکول گرم می کند، گویی که این امر دل اش را گرم کرده است ودیگری خود را به خواب می زند تا هم دل وهم سرش را از شر سردی وگرمی زندگانی خلاص کند ...قس علی هذا . این ها را چیدم تا گفته باشم که بخش بزرگ ازفن ودانش وخدعه ونیرنگ آدمی برای سرگرمی یا دل سردی و غفلت بکاربرده می شود.
این روزهای من ترکیب ازدل سردی وسرگرمی است - هم می خوابم هم می دوم (تا کارهایم را جمع وجور کنم ) وهم کتاب وانترنیت وفتوشاب وووو می خوانم تا خودرا سرگرم کرده باشم . آخرش چه ؟ نمی دانم . برو مکتب بخوان ، دانشگاه بخوان ، ماستری وداکتری بگیر و دردانشگاه های مشهور جهان کرسی های کلان کلان را ... ویا رئیس جمهور فلان کشور شو ............. آخرش چه - راستش نمیدانم . این آخرش چه - همان نقل قول متعارف ماست که پدری ازفرزندش پرسیده بود ( شاید هم فرزندی از پدرش پرسیده بود - زیرا پرسش های کودکانه ازین قماش است ) . بنظرم وقتی چنین پرسش های یقه ی آدم را یله نکرد ؛ آنوقت سرگرمی یا دل سردی هردو قد علم می کنید . خدا نکند که هم دل وهم سر هردو گرم باشند. وای به حال روزگاری که چنین شود ، درآن صورت است که کارهردوعالم یکسره خواهدشد .
......