تبليغاتX
ذهن بیگانه
ذهن بیگانه
87/06/26
روزهای گرم ...  
گفتم فرصت ِ فراهم شود تا چیزی یکدست ومنظم تری اینجا بگذارم اما دیدم دراین حال وهوایی گرم نمی شود چنین کاری کرد. هوای پریروز ودیروز بی نهایت گرم بود یعنی سه روز قبل هوای  اینجا چنان گرم بود که تقریباً  داشتیم اندک اندک ذوب می شدیم . گفتم خیلی عاقلانه نیست که مثل آدم بزرگها منتظر فرصت جدی نوشتن بنشینم . باری نوشتن دقیق وعمیق ذهن ومحیط آرام می خواهد که من فاقد این دو ام . شاید برای من نوشتن خیلی خیلی عمیق نیازمند نوشتن با قلم باشد که این خود شاید همان خویشاوندی درازمدت ذهن ودست یا بعبارتی دست و دل است . به ادامه حرفهای گذشته - یعنی بستر و زمینه ی اجتماعی - فرهنگی بنیادگرایی مذهبی ، فقر عامل است که شاید درجمع عوامل ودلایل درهم تنیده ی بسیاری ازجمله مهمترین آنها بحساب آید.دانش مذهبی که تا حدی توجیه گررفتارومناسک مذهبی است دراینجا خیلی خیلی کمرنگ وبی اهمیت است . مثال خیلی ساده آن تجربه ایست که خودم پریشب مشاهده کردم . باپسری که ازکویته برای مطالعه ی  گرافیک دریکی از انستیتیوت های معروف کراچی آمده بود بحث می کردم و درادامه گفتگوها وی چیزی جالبی بمن گفت :  دیگه ازین تورا نگی لالی - ای تورا آدم را سر جذبه میره اگرکسی دیگه مو بود توره ( مخاطبش من بودم )قد پیستول دیواید دیواد می کد . لحن نوشتاری این سخن چنین است که زین پس حرفهای ازین قماش نگو - این حرفها حساسیت مذهبی آدم را تحریک می کند ، فردی دیگری اگرجای من بود تورا ( مخاطبش من بودم ) با تفنگچه پاره پاره می کرد . این حرفش جداً مرا به تامل واداشت که چه چیزی درمذهب وجود دارد که می تواند   چنین شرری درزندگی آدم ها اندازد. مثال های ازین گونه را هزاران هزاران مرتبه درمسیرراه دیدم . راه منتهی به پیشاور که ازتورخم آغازمی شود وهم چنان مناطقی مثل پنجاب ، سند وکویته بلوچستان رفتارهای بشدت رادیکال دارد. چنین رفتارها زاده ی یک فرهنگ بشدت رادیکال مذهبی است که درتوالی یک روند دراز مدت شکل گرفته است.
چرا فرهنگ دینی برتابنده یک دوآلیسم است - یعنی هم می توان شراب خورد ، زنا کرد ، دزدی وفساد  و هزاران اعمال غیردینی انجام داد به این شرط که درحوزه خصوصی اتفاق بیافتد. ازسوی دیگر نسبت به اعمال غیرمذهبی درمظهر عمومی به هیچ وجه وحتی اندک ترین مدارا وتحمل هم پذیرفتی نیست . دراین میان بیشتر ازهمه نقش وکارکرد دین درحوزه مناسبات جمعی وکارویژه ی که دین می تواند همانند نهادهای دیگری چون حکومت ، قانون ، اخلاق وهنجار های جمعی دیگر بازی کند درذهن آدم پراهمیت تلقی می شود . آنچه بیشترازهمه پرسش های را برای ادم ایجاد می کند همانا نقش دین درمناسب جمعی است که به عنوان یک نهاد نهایت نیرومند عمل می کند. کارکرد اجتماعی اش همانا مراقبت و نظارت بررفتارآدمی است اما نقش روانی اش ایجاد حساسیت ها وامیدهای فراوان نسبت به نیازها وآرزوهای سرکوب شده ی انسان . این کارکرد ، کارکردهای عجیب است که به خوبی قادراست کلیت زندگی ادم را مراقبت وتنبیه کند.
مطالعات مذهبی بویژه ازمنظر یک بیننده بیرونی درپاکستان ،  افغانستان و کشورهای رادیکال خاورمیانه چیزی است که شاید درسالهای بعدی دارای اهمیت بیشتراز امروز باشد. بنیادگرای مذهبی چیزی خطرناک است خیلی . درحدی یک هیولایی که بنظرم می تواند تهدید جدی برای زندگی انسان وتمدن امروزی باشد.
می بخشید که کمی خلط شد .
اول گفتم که چنین چیزی بعید نیست .